واژه جو

ژیرمانیی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ژیرمانیی . [ رُ مان ْ ] (اِخ ) نام کرسی بخش در خطه ٔ بِلفُر کنار رود ساور، دارای ٣٧٣٤ تن سکنه و راه آهن و کارخانه ٔ پنبه ریسی .

معنی ژیرمانیی | واژه جو