واژه جو

ژالق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ژالق . [ ل َ ] (اِخ ) نام حصنی به سیستان .زالق، جالق، صالق، جالقان و صالقان نیز ضبط کرده اند. رجوع به زالق شود. (تاریخ سیستان ص ٢٩).

معنی ژالق | واژه جو