واژه جو

چین کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چین کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) چیدن . (فرهنگ شعوری ج ١ ورق ٣٤٩). رجوع به چیدن شود. ◄ چین و شکن پیدا آوردن در رخسار و ابروان . (فرهنگ شعوری ج ١ ورق ٣٤٩).

معنی چین کردن | واژه جو