واژه جو

چو پیچیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چو پیچیدن . [چ َ دَ ] (مص مرکب ) خبر افتادن . هو افتادن . بر سر زبانها افتادن مطلبی . شایع شدن . در افواه شایع گشتن .

معنی چو پیچیدن | واژه جو