واژه جو

چهارملان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چهارملان . [ چ َ م ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلیائی بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان . در ٢٨هزارگزی باختر سنقر و ٤هزارگزی باختر سیرکوه واقع است، ٢٧٠ تن سکنه دارد. از چشمه آبیاری میشود. محصولش غلات، حبوبات، توتون است . شغل اهالی زراعت و قالیچه بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).

معنی چهارملان | واژه جو