واژه جو

چنگ بازداشتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چنگ بازداشتن . [ چ َ ت َ ] (مص مرکب ) رها کردن و دست کشیدن : یلانند با چنگهای دراز ندارند از ایران چنین چنگ باز. فردوسی .

معنی چنگ بازداشتن | واژه جو