واژه جو

چندبرابری

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

چندتایی، چندگونگی، کثرت، چندگانگی، انبوهی، بیشماری، تکثر، تعدد بسیاری، زیادی، وفور فرط چگالی، تراکم اکثریت، اقلیت چندضلعی، چندبر، چندپهلو، کثیرالاضلاع، مثلث، مربع، چهارضلعی [چهارگانگی] اشکال (اجسام) چندوجهی فضایی، متوازی‌السطوح، هرم، مکعب، مکعب‌مستطیل، منشور، مسدس چندملیتی

معنی چندبرابری | واژه جو