چناس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چناس . [ چ ُ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان قره کهریز بخش سربند شهرستان اراک که در ٣٠ هزارگزی خاوری آستانه و ٦ هزارگزی راه فرعی خمین به شاه زند واقع است . کوهستانی و سردسیر است و ٤٧٤ تن سکنه دارد. آبش از قنات و چشمه . محصولش غلات، بنشن، پنبه، انگور و قلمستان . شغل اهالی زراعت، گله داری و قالیچه بافی وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
چناس . [ چ ِ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان کوهپایه ٔ بخش آبیک شهرستان قزوین که در ٣٣ هزارگزی شمال باختری آبیک واقع است . کوهستانی و سردسیر است و ١٠٥١ تن سکنه دارد. آبش از چشمه سار. محصولش غلات، بنشن، بادام، سیب زمینی، چغندر قند و شلغم . شغل اهالی زراعت و بافتن گلیم و کرباس و راهش اتومبیل رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).