چناران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چناران . [ چ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حسن آباد بخش حومه ٔ شهرستان سنندج که در ١٩ هزارگزی جنوب خاوری سنندج و ٩ هزارگزی خاور راه شوسه ٔ سنندج به کرمانشاه واقع است . کوهستانی و سردسیر است و ١٢٥ تن سکنه دارد. آبش از چشمه . محصولش غلات . شغل اهالی زراعت و گله داری و راهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
چناران . [ چ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خزل شهرستان نهاوند که در ٦٥ هزارگزی شمال باختری شهر نهاوند و ٥ هزارگزی جنوب رودخانه ٔ گاماسیاب واقع است . محلی کوهستانی و سردسیر است و ٢٧٩ تن سکنه دارد. آبش از چشمه . محصولش غلات، حبوبات، لبنیات و توتون میباشد. شغل اهالی زراعت و گله داری است وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
چناران . [ چ ِ ](اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: یکی از قرای بافت در زنجان کرمان است . (از مرآت البلدان ج ٤ ص ٢٧٣».