واژه جو

چمقلوشیدا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چمقلوشیدا. [ چ َ ق ُ ش َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ییلاق بخش قروه ٔ شهرستان سنندج که در ٤٣ هزارگزی شمال باختر قروه و ٦ هزارگزی باختری فرهادآباد واقع است .کوهستانی و سردسیر است و ٢٨٠ تن سکنه دارد. آبش از چشمه . محصولش غلات، میوه جات، قلمستان و لبنیات . شغل اهالی زراعت، گله داری و بافتن قالیچه، جاجیم و گلیم و راهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).

معنی چمقلوشیدا | واژه جو