چلیکه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(چِ کِ یا کَ) (عا.)<BR>۱- تکههای خرد و باریک که از هیزم شکسته بر جای ماند.<BR>۲- (کن.) دستها و پاهای سخت لاغر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(چِ کِ یا کَ) (عا.) ۱- تکههای خرد و باریک که از هیزم شکسته بر جای ماند. ۲- (کن.) دستها و پاهای سخت لاغر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چلیکه . [ چ ِ ک َ ] (اِ) در تداول عامه، تکه های خرد و باریک که از هیزم شکسته بر جای ماند. تکه ریزه های هیزم . چوب دراز سخت باریک . خرده های ریزه ٔهیمه که معمولاً از آنها برای روشن کردن اجاق یا بخاری یا سماور و امثال اینها استفاده کنند. ریزه های هیزم خرد و دراز. چَوچَلیک (در تداول روستائیان فیض آباد محولات بخش تربت حیدریه ). تِرَشَه (در لهجه اهالی فیض آباد محولات ). ◄ کنایه از دستها و پاهای سخت لاغر. کنایه از ساقهای باریک و لاغر و استخوانی .