چلاندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(چَ دَ) (مص م.) نک چلانیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(چَ دَ) (مص م.) نک چلانیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چلاندن . [ چ ِ دَ ] (مص ) چلانیدن . در تداول عامه، به معنی فشردن و فشاردن . و فشار دادن چیزی . یا چنانکه جامه ٔ شسته را برای کم شدن آب آن، یا هندوانه را برای تمیز دادن کالی یا رسیدگی آن یا غوره ٔ انگور را برای گرفتن و جدا کردن آب آن، و غیره فشردن . (لغت محلی شوشتر). رجوع به چلانیدن شود. ♦ غوره چلاندن (چلانیدن ) ؛ در تداول عامه ٔ تهرانیان ؛ کنایه از گریه کردن و اشک ریختن .
مترادف و متضاد واژهدان
فشردن، فشاردادن عصاره گرفتن، آب گرفتن، چلانیدن لهیدن