واژه جو

چقمق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چقمق . [ چ َ م َ ] (ترکی، اِ) مخفف چقماق است که آتشزنه باشد. (برهان ). چقماق . و آتشزنه . (ناظم الاطباء). چخماخ . چخماق . چخمق . سنگ چخماق . و رجوع به چخماق شود.

معنی چقمق | واژه جو