چغاله
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(چَ لِ) (اِمر.) میوة نارس مانند بادام، زردآلو و امثال آنها.<br>
فرهنگ فارسی معین
(چَ لِ) (اِمر.) میوه نارس مانند بادام، زردآلو و امثال آنها.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چغاله . [ چ َ ل َ / ل ِ ] (اِ) میوه ٔ نارس را گویند. (برهان ). بمعنی میوه ٔ نارس میباشد. (انجمن آرا) (آنندراج ). میوه ٔ نارس . (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام ). در تداول عامه ٔ خراسانیان بر بادام و زردآلو و گوجه و این قبیل میوه ها که نارس باشند اطلاق میشود. و رجوع به آله شود. بادام سبز نارس که درون بر آن سخت نشده باشد: چغاله بادام . ◄ جوقی از مرغان بود. (فرهنگ اوبهی ). جمعیت طیور. (شعوری ). جغاله . چقاله . جفاله : ز مرغ و آهو دانم به جویبار و بدشت ازین چغاله چغاله وز آن قطار قطار. عنصری (از فرهنگ اوبهی ) ؟ پراکنده هامون و گردان همه ز مرغان چغاله ز غُرمان رمه . اسدی . و رجوع به جغاله و جفاله شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی