چشک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(چِ شْ یا شَ)<BR>۱- (ص.) افزون، بیش.<BR>۲- (اِ.) افزونی، غلبه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(چِ شْ یا شَ) ۱- (ص.) افزون، بیش. ۲- (اِ.) افزونی، غلبه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چشک . [ چ ِش َ / چ ِ ] (ص ) بمعنی افزون و غالب . (برهان ) (جهانگیری ) (آنندراج ). افزون . (انجمن آرا). افزون و غالب . (فرهنگ نظام ). بیش . زیاد. فراوان . بسیار : خرد چون شود کمتر و کام چشک چنان دان که دیوانه گردد بچشک . فردوسی (از انجمن آرا). ◄ (اِ) زیادتی و افزونی . (برهان ) (آنندراج ). افزونی و فراوانی و بسیاری . (ناظم الاطباء). برتری و بیشتری . ◄ غالب شدن و غلبه . (برهان ) (آنندراج ). غلبه کردن . (انجمن آرا). غالب شدگی و غلبه . (ناظم الاطباء). ◄ (ص ) فاتح و مظفر و دارای زبردستی . (ناظم الاطباء).