چشمه سرخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چشمه سرخ . [ چ َ م َ س ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پایین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد که در ٦٢ هزارگزی جنوب خاوری فریمان و ١٠هزارگزی جنوب راه مالرو عمومی فریمان به بغبغو واقع است . دامنه و معتدل است و ١٣١ تن سکنه دارد.آبش از چشمه، محصولش غلات و بنشن، شغل اهالی زراعت وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
چشمه سرخ . [ چ َ م َ س ُ ] (اِخ ) دهی است از بخش جوار شهرستان ایلام . که در ١٤هزارگزی شمال باختری جوار و ١٤ هزارگزی باختر راه شوسه ٔ ایلام به شاه آباد واقع است . کوهستانی و سردسیر است و ٧٠ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی قالی بافی و راهش مالرو است . اهالی این آبادی چادرنشینند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
چشمه سرخ . [ چ َم َ س ُ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «از مزارع بافت به زنجان کرمان است ». (از مرآت البلدان ج ٤ ص ٢٣٥). ده مرکزی دهستان قلعه عسکر بخش مشیز شهرستان سیرجان است که در ٤٠ هزارگزی جنوب خاوری مشیز بر سر راه مالرو مشیز بقلعه عسکر واقع شده . کوهستانی سردسیر است و ٥٣٠ تن سکنه دارد، آبش از قنات . محصولش غلات و حبوبات . شغل اهالی زراعت وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).