چشمداشت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (اِ.)<BR>۱- امید.<BR>۲- طمع.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (اِ.) ۱- امید. ۲- طمع.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چشمداشت . [ چ َ / چ ِ ] (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) توقع و امید. (آنندراج ). امید و انتظار و توقع و آرزو و خواهش . (ناظم الاطباء). ترصد. ترقب . طمع. رجوع به چشم داشتن شود. ♦ چشمداشت از خدا ؛ استدعا. (ناظم الاطباء).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی