چشم آغل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چشم آغل . [ چ َ / چ ِ غ ِ / غ ُ ] (اِ مرکب ) چشمالوس و نگریستن بیک گوشه ٔ چشم بود. (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی چ اقبال ص ١٩٩). از گوشه ٔ چشم نگاه کردن باشد، اعم از قهر و غضب یا غمزه و ناز. (برهان ). بگوشه ٔ چشم نگریستن از روی قهر بر دشمن . (انجمن آرا) (آنندراج ). بمعنی چشم آغیل است . (جهانگیری ). نگاه از گوشه ٔ چشم خواه، از قهر و غضب باشد و یا غمزه و ناز. (ناظم الاطباء). چشم آغیل . چشم آغول . چشمالوس . چشم زهره . چشم غره : نرمک او را سلام کردم دی کرد سویم نگه بچشم آغل . حکاک (از حافظ اوبهی ). رجوع به چشم آغول و چشم آغیل و چشمالوس شود. ◄ (نف مرکب ) نگاه کننده را نیز گویند. (برهان ) . آنکه بخشم یا بناز از گوشه ٔ چشم نگرد. رجوع به چشم آغلیدن شود.