واژه جو

چسان فسان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چسان فسان . [ چ ِ ف ِ ] (اِ مرکب، از اتباع ) چاسان فاسان .در تداول عامه، آرایش . بزک . توالت . آراستگی سر و بر. آرای گیرای (در اصطلاح اهالی فیض آباد محولات بخش تربت حیدریه ). رجوع به چاسان فاسان و چسان فسان کردن شود.

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی چسان فسان | واژه جو