چس و پس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چس و پس . [ چ ُ س ُ پ ِ ] (اِ مرکب، از اتباع ) اسباب خرده ریز ناقابل . (فرهنگ نظام ). چس و فس . خرت و پرت . رجوع به چس و فس شود.
چس و پس . [ چ ُ س ُ پ ُ ] (اِ مرکب، از اتباع ) چانه ٔ بیجا زدن . (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چس و پس . [ چ ُ س ُ پ ِ ] (اِ مرکب، از اتباع ) اسباب خرده ریز ناقابل . (فرهنگ نظام ). چس و فس . خرت و پرت . رجوع به چس و فس شود.
چس و پس . [ چ ُ س ُ پ ُ ] (اِ مرکب، از اتباع ) چانه ٔ بیجا زدن . (آنندراج ).