واژه جو

چرمق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چرمق . [ چ َ م َ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «قریه ای از بلوک میان ولایت مشهد است ». (از مرآت البلدان ج ٤ ص ٢٢٢).

معنی چرمق | واژه جو