واژه جو

چرغوتای

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چرغوتای . [ چ َ ] (اِخ ) یکی از مردان مغول . رشیدی مؤلف جامعالتواریخ، نام او را «جرغوتای » و «جیرغوتای » نیزضبط کرده است و نوشته است امیر قتلغشاه دختر این شخص را به زنی گرفته است . (تاریخ غازانی ص ٣٧ و ٣٨).

معنی چرغوتای | واژه جو