واژه جو

چرغنده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چرغنده . [ چ َ غ َ دَ / دِ ] (اِ) بمعنی چرغند است، که چراغ باشد. (برهان ). چراغ . (انجمن آرا) (آنندراج ). ◄ چرغند. که چرغدان و چراغپایه باشد. (برهان ). چراغپایه . (جهانگیری ). ◄ روده ٔ گوسفند بگوشت و مصالح آکنده را نیز گویند. (برهان ) (جهانگیری ) (انجمن آرا). رجوع به چرغند شود.

معنی چرغنده | واژه جو