واژه جو

چراغ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(چِ) [ په. ] (اِ.) آلتی که در تاریکی آن را روشن کنند و آن دارای اقسامی چند است. ؛~ چشمک زن نوعی چراغ راهنمایی که به طور متناوب و لحظه‌ای خاموش و روشن می‌شود. ؛~ جادو یا ~ علاءالدین چراغی افسانه‌ای منسوب به علاءالدین یکی از پهلوانان داستان‌های «هزارو یک شب» که به وسیلة آن کارهای عجیب و سحرآمیز انجام می‌داد.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی چراغ | واژه جو