چخیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(چَ دَ)(مص ل.)<BR>۱- کوشیدن.<BR>۲- ستیزه کردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطحرف زدن، دمزدنکوشیدن، تلاش کردن، سعی کردنستیزه کردن، جنگیدن، مبارزه کردنواژه قبلی: چخندهواژه بعدی: چخیده