چخماقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ تر - فا. ] (ص نسب.) = چخماخی:<BR>۱- منسوب به چخماق، از سنگ چخماق.<BR>۲- آن که سنگ چخماق دارد یا سنگ چخماق میزند. ؛سبیل ~سبیل تاب داده که از دو سوی به طرف بالا گراییده.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ تر - فا. ] (ص نسب.) = چخماخی:<BR>۱- منسوب به چخماق، از سنگ چخماق.<BR>۲- آن که سنگ چخماق دارد یا سنگ چخماق میزند. ؛سبیل ~سبیل تاب داده که از دو سوی به طرف بالا گراییده.<br>