واژه جو

چترداری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چترداری . [ چ َ] (حامص مرکب ) چتر داشتن . نگه داشتن چتر در دست . ◄ سلطنت . پادشاهی . فرمانروایی : چو آمد از ره امیدواری بسنجر شد مقرر چترداری . شفیع اثر (از آنندراج ). ◄ چترکشی . چتربری . رجوع به چتردار شود.

معنی چترداری | واژه جو