چاپ زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چاپ زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) طبع کردن . باسمه کردن . چاپ کردن . ◄ دروغ گفتن . اغراق گفتن . دروغهائی آراسته و خوش ظاهر گفتن .
مترادف و متضاد واژهدان
چاپ کردن بافتن، سرهم کردن ساختن، جعل کردن، ازخود درآوردن دروغ گفتن، لیچار بافتن