چاه کن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چاه کن . [ ک َ ] (نف مرکب ) مقنی و چاخو. (ناظم الاطباء). کسی که کارش چاه کندن است . (فرهنگ نظام ). حفار. کموش . کَن کَن . چاه کننده . کننده ٔ چاه . آنکه چاه میکند. غارّ. (منتهی الارب ) : ببرد از میان لشکری چاه کن کجا نام بردند از آن انجمن . فردوسی . پی چاهکن در ته چاه زن سر راهزن بر سر راه زن . ظهوری (از آنندراج ). ♦ امثال : چاهکن ته چاه است . ◄ ظالم و مکار. (آنندراج ) (غیاث ). مجازاً کسی که برای آزار دیگری مکر یا ظلم میکند. (فرهنگ نظام ). ◄ (اِ مرکب ) آلتی جهت کندن چاه . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
چاهجو مقنی، چاهخو، چاخو، چخو کننده چاه
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی