چارگوشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چارگوشی . (اِ مرکب ) هر چه چهار گوشه داشته باشد. مربع. ◄ صراحی . (برهان ). کنایه است از صراحی چهارپهلو. (آنندراج ). صراحی را گویند که چهارگوشه داشته باشد. (جهانگیری ) : چارگوشی و چارگوشه ٔ باغ گر بدست آیدت فرومگذار. شهید (از جهانگیری ). ◄ سبویی را گویند که چهار دسته داشته باشد. (برهان ).