چارگل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چارگل . [ گ ُ ] (اِ مرکب ) قسمی از داغ . (آنندراج ) : ز تعلیمیش پخته ٔ چارجل بود نزد فارس خط چارگل . ملاطغرا (در تعریف براق، از آنندراج ). ◄ کنایه از نقش پای سگ . (آنندراج ). ◄ چهارگل خودرو چون بنفشه و پنیرک و کدو و نیلوفر که جوشانده ٔ آنها جنبه ٔ داروئی دارد و بعنوان ملّین بکار میرود.