چارگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چارگاه . (اِ مرکب ) چهارگاه . نام شعبه ای از موسیقی . (غیاث ). اصطلاحی در موسیقی . مقامی از موسیقی . اسم آهنگی از موسیقی . نام دستگاهی در موسیقی ایرانی . نام یکی از آهنگ های موسیقی ایران . ◄ کنایه باشد ازکالبد عنصری که مرکب از اربعة عناصر است . (غیاث ).
چارگاه . (اِ مرکب ) قلب چراگاه . (آنندراج ) : به خشتی نقش صد اژدر نمودی مقام چارگاه خر نمودی . فوقی (در تعریف نقاشی فرهاد از آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی