چارپهلو شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ. شُ دَ) (مص ل.)<BR>۱- سیر شدن، غذای بسیار خوردن.<BR>۲- به پشت خوابیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پَ. شُ دَ) (مص ل.) ۱- سیر شدن، غذای بسیار خوردن. ۲- به پشت خوابیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چارپهلو شدن . [ پ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از چیز بسیار خوردن و بر پشت خوابیدن است . (برهان ) (آنندراج ). بسیار خوردن . سخت سیر شدن . ارتباع . تضلع : آز را کز بدو خلقت جوع کلبی همدم است چارپهلو شد شکم از سفره ٔ یغمای تو. ابن یمین . به خوان نعمت تو آز چارپهلو شد ز بس که خورد مربا وقلیه و کولانج . شمس فخری (از آنندراج ).