واژه جو

چاره کردن

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

علاج کردن چاره جستن، چاره ساختن، چاره‌جوئی کردن، چاره اندیشیدن راه‌حل یافتن درمان کردن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی چاره کردن | واژه جو