چادرنشین
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. نِ) (ص مر.) صحرانشین، طوایفی که در یک جا ساکن نبوده، ییلاق و قشلاق میکنند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. نِ) (ص مر.) صحرانشین، طوایفی که در یک جا ساکن نبوده، ییلاق و قشلاق میکنند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چادرنشین . [ دَ / دُ ن ِ ] (نف مرکب ) صحرانشین . بادیه نشین . اهل وَبرَ. و بری . بَدَوی . مقابل شهرنشین و دِه نشین .مقابل تخته قاپو. ◄ کنایه از طوایف و قبایلی که زندگی ایلی دارند و همه ٔ فصول سال را در بیابان و زیر چادر بسر میبرند و غالباً بکار گله داری و گوسفندچرانی مشغولند و در طلب آبشخور اغنام و احشام خود از نقطه ای بنقطه ای میروند و ییلاق قشلاق میکنند.
مترادف و متضاد واژهدان
خیمهنشین ایلات بیاباننشین، صحراگرد، صحرانشین، عشایر بادیهنشین، بدوی (متضاد: شهرنشین، متمدن) کوچنشین، کوچگر، کوچی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی