واژه جو

چاج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چاج . (اِخ ) دهی از دهستان نهارجانات بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند ٣٠ هزارگزی جنوب خاوری بیرجند. دامنه معتدل با ٥٢١ تن سکنه، آب آن از قنات، محصول آنجا غلات و پنبه وزعفران و ابریشم، شغل اهالی زراعت و قالی بافی، راه آن مالرو است کلاته های نو، زنج، ابوطالب حسن یزدی، تاج کوه جزء این ده است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).

معنی چاج | واژه جو