چاتمه زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. زَ دَ) [ تر - فا. ] (مص م.)<BR>۱- قرار دادن تفنگها به شکل چاتمه.<BR>۲- توقف عدهای از قراولان در محلی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. زَ دَ) [ تر - فا. ] (مص م.) ۱- قرار دادن تفنگها به شکل چاتمه. ۲- توقف عدهای از قراولان در محلی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چاتمه زدن . [ م َ / م ِ زَ دَ ] (مص مرکب ) چند تفنگ را به شکل چاتمه در محلی گذاشتن . از چند تفنگ تشکیل چاتمه دادن . چند قراول یا نگهبان در حال مراقبت از کسی یا جایی تفنگ های خود را بوضع چاتمه قرار دادن . ◄ در خانه ٔ کسی ماندن و مزاحم شدن . ◄ برای مطالبه ٔ چیزی یاانجام تقاضایی منتظر کسی ماندن و مزاحم آنکس شدن .