چاتمه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مِ یا مَ) [ تر. ] (اِ.) وضع استوار چند تفنگ بر روی زمین بدین نحو که ته آنها را با فاصلة کمی از هم روی زمین قرار و سر آنها را به هم تکیه دهند تا به صورت مخروطی درآید.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مِ یا مَ) [ تر. ] (اِ.) وضع استوار چند تفنگ بر روی زمین بدین نحو که ته آنها را با فاصله کمی از هم روی زمین قرار و سر آنها را به هم تکیه دهند تا به صورت مخروطی درآید.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چاتمه . [ م َ ] (ترکی، اِ) چند تفنگ را صلیبی بهم پیوسته در زمین نصب کردن . ♦ چاتمه قراول ؛ قراول مواظب چاتمه . ♦ چاتمه گذاشتن ؛ انجام دادن عمل چاتمه .