پیگیری
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (حامص.)<BR>۱- تعقیب، دنبال.<BR>۲- ادامه دادن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (حامص.) ۱- تعقیب، دنبال. ۲- ادامه دادن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پی گیری . [ پ َ / پ ِ ] (حامص مرکب ) عمل پی گیر. تعقیب . مداومت . اصرار. ◄ برداشتن رد پای .
فرهنگ طیفی واژهدان
طلب، پیجویی، جستجو، پرسش ادامه، پشتکار، بهدنبال بودن، مأموریت، اشتغال
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی