پیوسته/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(پِ وَ تَ یا تِ)<BR>۱- (ص مف.) وصل شده، به هم بسته.<BR>۲- مقرب، ندیم.<BR>۳- (ق.) همیشه، مدام.<br>مترادفها و واژههای مرتبطدایماً، دمادم، علیالاتصال، علیالدوام، لاینقطع، متصل، متوالی، مدام، مداوم، مستدام، مستمر، ملحق، منسجم، هموار، همواره، همیشه ≠ ابداً، هرگز، هیچگاه، هیچوقت ≠ گسستهواژه قبلی: پیوستنواژه بعدی: پیوسته شدن