واژه جو

پیش کسوت

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(کِ وَ) [ فا - ع. ] (ص مر.) ۱- مقدم، پیشگام، پیشرو، پیش قدم. ۲- یکی از مدارج طریقت، آن که درجه پیش کسوتی دارد. ۳- قدیم ترین و بزرگ ترین پهلوان یک زورخانه که حق تقدم در پهلوانی دارد.

معنی پیش کسوت | واژه جو