واژه جو

پیرچشمی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(چَ) (حامص.) عارضه‌ای که در نتیجة کار زیاد یا پیری در چشم ظاهر می‌گردد.<br>

فرهنگ فارسی معین

(چَ) (حامص.) عارضه‌ای که در نتیجه کار زیاد یا پیری در چشم ظاهر می‌گردد.

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی پیرچشمی | واژه جو