واژه جو

پیروزگشت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پیروزگشت . [ گ َ ] (مص مرکب مرخم ) گشتی مظفرانه . با گشتنی بپیروزی قرین . دارای گردشی قرین فتح و ظفر : بهر جا که روی آری از کوه و دشت بهی بادت از چرخ پیروزگشت . نظامی .

معنی پیروزگشت | واژه جو