پیروزمند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیروزمند. [ م َ ] (ص مرکب ) فیروزمند. مظفر. باپیروزی . منصور. فاتح . برمُراد. کامیاب : بنوعی دلم گشت پیروزمند کزآن گونه دیوی درآمد ببند. نظامی .
مترادف و متضاد واژهدان
پیروزگار، غالب، فاتح، ، منتصر، فیروزمند، مظفر، منصور کامیاب، مرادمند، موفق (متضاد: مغلوب)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی