واژه جو

پیرامام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پیرامام . [ اِ ] (اِخ ) دهی از دهستان بربرود بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع در ٢٤ هزارگزی جنوب الیگودرز. کنار راه مالرو پرت پل به جاخشک . کوهستانی، معتدل . دارای ١٣٨ تن سکنه . آب آن از چاه و قنات محصول آنجا غلات و تریاک . شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).

معنی پیرامام | واژه جو