واژه جو

پیر بخاری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پیر بخاری . [رِ ب ُ ] (اِخ ) پیرمردی دانشمند از مردم بخارا که ازجانب ترکمانان سلجوقی، طغرل بیک و برادرانش، پیامی آورده بود برای خواجه ٔ بزرگ احمدبن عبدالصمد وزیر سلطان مسعود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٥٠٠ چ فیاض ص ٤٩٠).

معنی پیر بخاری | واژه جو