پی سپار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پِ یا پَ. س ِ) (ص فا.) رونده، راهرو.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پِ یا پَ. س ِ) (ص فا.) رونده، راهرو.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پی سپار. [ پ َ / پ ِ س ِ ] (نف مرکب ) رونده و راهرو. (برهان ) : باد بهار بین که چو فراش خانگی در دشت و کوه شد به گه صبح پی سپار. ابن یمین . ◄ (ن مف مرکب ) پی سپر. لگدکوب و پایمال . (برهان ).
مترادف و متضاد واژهدان
رهرو، رهسپر، عابر راهی، رهسپار، عازم