پژمرده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(پَ مُ دِ) (ص مف.)<BR>۱- اندوهگین، افسرده.<BR>۲- بی طراوت، بی رونق. <BR>۳- پلاسیده، خشک شده.<br>مترادفها و واژههای مرتبطپژمان، پلاسیده، خشکافسرده، پژمان، دلتنگ، دلمرده ≠ باطراوت، بشاشواژه قبلی: پژمردنواژه بعدی: پژمردگی