واژه جو

پژغند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پژغند. [ پ َ غ َ ] (اِ) بژغند. (شرفنامه از فرهنگ شعوری ). عشقه . (تحفةالسعاده ). رجوع به پزغند شود.

معنی پژغند | واژه جو