واژه جو

پوکک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پوکک . [ ک َ ] (اِخ ) دهی از بخش میان کنگی شهرستان زابل، واقع در ١٣ هزارگزی جنوب خاوری ده دوست محمد نزدیک مرز افغانستان . جلگه، گرم، معتدل . دارای ١٠٠ تن سکنه . آب آن از هیرمند. محصول آنجا غلات و پنبه . شغل اهالی زراعت و راه مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).

معنی پوکک | واژه جو